آیا در دنیای پرآنا از انسانها، کسی وجود دارد که کاملاً با ما هماهنگ باشد؟ این ایده «همدل» یا «نصف دیگر» که قرنهاست در فرهنگهای مختلف ریشه دوانده، همواره ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. در حالی که برخی آن را به عنوان یک سرنوشت مقدر میدانند، علوم مختلف نظرات متفاوتی دربارهٔ ریشههای این مفهوم ارائه میدهند.
روانشناسی تکاملی پیشنهاد میکند که انسانها ممکن است از نظر بیولوژیکی برای یافتن شریکانی با سازگاری ژنتیکی بالا، آمادگی عاطفی و ثبات درازمدت «کابل» شده باشند. این نظریه میتواند توضیحی برای آن باشد که چرا برخی روابط به نظر میرسد سرنوشتسازی است. اما علوم اعصاب و علوم اجتماعی بر نقش انتخاب شخصی، تجربیات مشترک و تلاش متقابل در شکلگیری پیوندهای پایدار تأکید دارند.
در اساطیر باستانی تا رسانههای مدرن، روایتهای فرهنگی همواره افسانه همدل را تقویت کردهاند. با این حال، محققان دربارهٔ جهانی بودن یا ساختگی بودن این مفهوم بحث میکنند. در حالی که بعضی معتقدند ایده یک همدل واحد انتظارات غیرواقعبینانهای ایجاد میکند، دیگران آن را به عنوان الهامی برای جستجوی ارتباطات عمیق و معنیدار میبینند.
علم عشق، همچنان پدیدهای پیچیده باقی مانده است؛ ترکیبی از زیستشناسی، روانشناسی و طبیعت غیرقابل پیشبینی روابط انسانی.