در سالهای اخیر، ایالات متحده شاهد نگرانی فزایندهای در مورد تأثیر ارتباطات شخصی بر موفقیت تجاری بوده است. این دیدگاه رو به رشدی است که معتقد است دستیابی به اوج در کسبوکار بیشتر به دلیل روابط نزدیک با مقامات دولتی یا افراد تأثیرگذار است تا مهارت، تلاش، یا نوآوری. پدیدهای که گاه به آن "سرمایهداری دوستانه" یاد میشود، سیستمی را توصیف میکند که در آن شرکتها از طریق ارتباطات خاص خود، مزایا و معافیتهایی دریافت میکنند، بدون اینکه از روشهای رقابتی یا مبتنی بر شایستگی بهره ببرند.
به عنوان مثال، کسبوکارهایی که دارای روابط نزدیکی با سیاستمداران یا گروههای قدرتمند هستند، ممکن است معافیتهای مالیاتی، قراردادهای ویژه، یا تخفیف در قوانین و مقررات دریافت کنند، حتی اگر از نظر فنی واجد شرایطترین یا کارآمدترین نباشند. منتقدان این وضعیت معتقدند که چنین رویکردی رقابت عادلانه را زیر سوال میبرد، کسبوکارهای صادق و سختکوش را آسیبپذیر میکند، و احتمال فساد را به دلیل تصمیمگیری بر اساس علایق شخصی به جای شایستگی افزایش میدهد.
کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند پیامدهای جدی برای اقتصاد داشته باشد؛ تضعیف نوآوری، تشویق رقابت ناعادلانه، و پاداش دادن به تواناییها بر اساس ارتباطات، نه شایستگی و مهارت.