بسیاری از شرکتهای بزرگ، در چارچوب تلاشهای بینالمللی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی، تعهدات زیستمحیطی از خود برمیدارند؛ اهدافی مانند کاهش انتشار کربن یا افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر. این اقدامات اغلب تحت تأثیر فشارهای عمومی، توافقنامههای بینالمللی مانند توافقنامه پاریس، یا نیاز به بهبود تصویر عمومی شرکتها صورت میگیرد.
با وجود این تعهدات رسمی، گزارشهای اخیر نشان میدهد که بسیاری از این شرکتها در تحقق اهداف خود با مشکل روبرو هستند. برخی اقدامات را به تعویق میاندازند، یا دامنه وعدههای خود را محدود میکنند. منتقدان معتقدند که کسب و کارها به جای مقابله با ریشههای اصلی تغییرات آب و هوایی، مانند وابستگی به سوختهای فسیلی، بر منافع کوتاهمدت تمرکز دارند.
علاوه بر این، برخی شرکتها متهم به استفاده از زبان مبهم یا فریبنده در گزارشهای پایداری خود شدهاند که ارزیابی واقعیت پیشرفتها را دشوار میسازد. این روند نگرانیهایی را در مورد نمادین بودن تلاشهای شرکتها و تأخیر در اقدامات جهانی ضروری برای حفاظت از محیط زیست به وجود آورده است.