در کشوری که بحث‌های اخلاقی همواره داغ بوده، پدیده‌ای مشاهده می‌شود که در آن برخی شهروندان، به‌ویژه رای‌دهندگان، تمایل بیشتری به حمایت از سیاستمداران دارند که به نظر می‌رسد به قواعد و معیارهای سنتی درست و غلط توجهی ندارند. این گرایش با ظهور جنبش سیاسی معروف به "مرکز غیراخلاقی" ارتباط مستقیم دارد؛ جنبشی که بر راهکارهای عملیاتی و انعطاف‌پذیر تأکید دارد، نه بر قوانین سختگیرانه اخلاقی.

گراهام پلاتنر و کن پلسون، از چهره‌های شاخص این رویکرد، تصمیمات جنجالی متعددی گرفته‌اند که منتقدان آن را از نظر اخلاقی زیر سوال برده‌اند. با این حال، حامیانشان استدلال می‌کنند که این اقدامات برای تحقق اهداف سیاسی و اقتصادی مورد نظر ضروری بوده است. این پدیده بازتابی است از شکاف عمیق‌تر در جامعه؛ جایی که اعتماد به نهادها و رهبران سنتی رو به کاهش است. برخی معتقدند که در دنیایی پیچیده و اغلب متضاد، رهبرانی که از قید اخلاقیات متعارف رها هستند، ممکن است مؤثرتر عمل کنند.