داوید مور، پدر یک نوجوان بریتانیایی، پس از از دست دادن دخترش امیلی، از سیستم حمایتی اجتماعی انتقاد کرد و آن را ناکارآمد توصیف نمود. او معتقد است که مراقبتهای ارائه شده به امیلی، که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکرد، به اندازه کافی نبوده است.
بر اساس ادعای آقای مور، دخترش در یک مرکز مراقبتی قرار گرفت که کارکنان آن نتوانستند نیازهای پزشکی و عاطفی او را برآورده سازند. او بیان میکند که مقامات مسئول به هشدارهایی مبنی بر وضعیت بحرانی امیلی بیتوجهی کردند و اطمینان لازم را برای دسترسی او به درمانهای مناسب و قرار گرفتن در محیطی امن فراهم نکردند.
مور سیستم مراقبتی را شکسته اعلام کرد و اظهار داشت که بیتوجهی به هشدارها و کمبود مراقبت، به طور غیرقابل توجیهی بر زندگی امیلی تأثیر منفی گذاشت و منجر به مرگ زودهنگام او شد.