خوانندگان نظرات متنوعی را در مورد مقالهای که به بررسی اثربخشی بازگشت به قانون فدرال آموزش ایالات متحده، موسوم به «هیچ کودکی پشت نمانده»، پرداخته، به اشتراک گذاشتهاند. مطلب اصلی بر این باور است که این سیاست که از سال 2001 تا 2015 اجرا شد، با وجود الزام ایالتها به تعیین استانداردهای تحصیلی و آزمون دانشآموزان در خواندن و ریاضی، منجر به جریمههای ناعادلانه برای مدارس و بیش از حد تمرکز بر آزمونهای استانداردشده به جای رفاه دانشآموزان و حمایت از معلمان شد.
بسیاری از خوانندگان با این دیدگاه موافق بودند که اصلاحات آموزشی مدرن باید بر عدالت، سلامت روانی دانشآموزان و روشهای یادگیری انعطافپذیر تمرکز کنند، نه آزمونهای سختگیرانه. در مقابل، برخی دیگر بر جنبههای مثبت این سیاست تأکید داشتند، از جمله افزایش مسئولیت مدارس، و پیشنهاد کردند که درسهایی از موفقیتها و شکستهای آن باید همچنان در مباحث فعلی تأثیرگذار باشد.
این مناظره چالش مداوم را برای هماهنگ کردن نتایج قابل اندازهگیری با نیاز به رویکردهای آموزشی جامع و محور دانشآموز نشان میدهد.