متخصصان بر این باورند که دوری کردن موقت برخی افراد، به ویژه زنان سیاهپوست در ایالات متحده، از مشارکت سیاسی امری طبیعی و قابل درک است. این پدیده محدود به یک گروه خاص نیست و رأیدهندگان دیگر نیز ممکن است به دلایل مختلف از جمله احساس ناامیدی، خستگی یا بیتوجهی به صدای خود، از فعالیتهای سیاسی فاصله بگیرند.
این تصمیم اغلب پس از مواجهه با ناامیدی در تعامل با رهبران یا سیاستهایی که پاسخگوی نیازها و دغدغههای آنها نیست، اتخاذ میشود. در کشوری مانند ایالات متحده که رأی دادن ستون فقرات دموکراسی است، بسیاری معتقدند که مشارکت آنها میتواند تأثیرگذار باشد. اما زمانی که احساس نادیده گرفته شدن یا حاشیهنشینی میکنند، ممکن است به طور موقت ارتباط خود را با عرصه سیاسی قطع کنند.
کارشناسان این رفتار را واکنشی طبیعی به مسائل و چالشهای بلندمدت موجود در سیاست میدانند و آن را نشانه از از دست دادن علاقه دائمی به مشارکت در شکلگیری جوامع و آینده کشور نمیپندارند.