سه زن جوان، ناتاشا، جمما و هلن، در حالی که هر کدام با مادرانی متفاوت متولد شده بودند، سرنوشت شگفت‌انگیزی را تجربه کردند. در دهه بیست سالگی، آنها به طور تصادفی از طریق آزمایش DNA متوجه شدند که یک ارتباط غیرمنتظره مشترک دارند: همه آنها از همان اهداکننده اسپرم بوده‌اند.

این کشف، آغازگر سفری بود که زندگی این زنان را برای همیشه دگرگون کرد. ابتدا غریبه‌ای بودند، اما به زودی پیوندی عمیق و صمیمی میان آنها شکل گرفت. آنها این اتفاق را مانند یک داستان پری‌مانند توصیف می‌کنند که به طور شگفت‌انگیزی آنها را به هم نزدیک کرده است.

این داستان، قدرت و دقت آزمایش‌های ژنتیکی مدرن را به تصویر می‌کشد که قادر به آشکارسازی روابط خانوادگی پنهان، حتی در میان نسل‌ها و فاصله‌های جغرافیایی هستند. این سه زن اکنون نه تنها دوستان نزدیکی هستند، بلکه خانواده‌ای جدید و منحصر به فرد را با هم تشکیل داده‌اند.